۱۳۸۹ دی ۱۹, یکشنبه

بیست و یکم ماه می، باستِن، بخش دوم

حدود ساعت هفت صبح وارد فرودگاه شدم. مسافران یو اس ایرویز در صفی طولانی به انتظار تحویل دادن بار و گرفتن کارت پرواز ایستاده بودند. من کارت پروازم را در خانه پرینت کرده بودم و جز کوله پشتی بار دیگری نداشتم. پس یکسره راهی بازرسی بدنی شدم که آن وقت صبح خلوت بود و چندان طول نکشید. 

می دانستم که در اوضاع بد اقتصادی نباید انتظار داشته باشم که در هواپیما پذیرایی شوم. پس صبحانه را در استارباکسِ سالن فرودگاه خوردم. طعم کیک گردویی خوشمزه، که با جرعه های قهوه داغ و معطر همراه شد، تا امروز من را مشتری وفادار به استارباکس نگاه داشته است. 

پروازهای یو اس ایرویز اگرچه ارزان هستند اما، از تمیزی و راحتی کم ندارند. تنها ایرادشان این است که برای هر چمدان بیست و پنج دلار می گیرند. و اگر کسی از بابت این هزینه غیر متداول ناراضی نشود، حتما از پرداخت هفت دلار برای یک پتو در طول پرواز کلافه می شود. کوتاه سخن اینکه، هزینه بلیت تنها برای این است که روی صندلی بنشینید. با اندکی اغراق، هر خدمت دیگر شامل هزینه اضافی می شود. کوله پشتی من اما، چون همراهم بود شامل این هزینه ها نشد.