چند ساعتی را روی اینترنت به جست و جوی جذابیت های شهر و برنامه حمل و نقل عمومی گذراندم. پس از آن، برای صرف شام، خرید نقشه و هم گشت وگزاری کوتاه، هتل را ترک کردم. می خواستم پس از صرف شام، با اتوبوسی که همان نزدیکی ها ایستگاه داشت، به مرکز شهر بروم تا قدری با شهر آشنا شوم. از این چند هدف تنها خرید نقشه ممکن شد. نه اتوبوسی در ساعت مقرر به ایستگاه رسید و نه جایی برای خرید غذا پیدا شد. ناچار خسته و گرسنه به هتل برگشتم و دوباره دست به دامان اینترنت شدم.
ساندویچ مرغی از پیتزا دامینو خریدم و گزارش گام به گام تهیه تا ارسال آن را، بصورت هم زمان، روی وب سایتشان دیدم. ابتکار اینترنتی شان جالب بود اما، ساندویچشان شور بود.
ساندویچم را رو به روی کامپیوتر و حین برنامه ریزی برای فردای سفرم خوردم. نتیجه این شد که بایست ساعت هفت و نیم صبح روز بعد با هتل تسویه حساب می کردم و با اتوبوس ساعت هشت، خودم را به ایستگاه مترو می رساندم. ابتدا یک تور تفریحی به نام "داک تور" را در نظر گرفته بودم و پس از آن می خواستم که باقی وقت را، تا ساعت سه ونیم بعد از ظهر، در موزه علم بگذراندم. در نهایت، می بایست ساعت سه و چهل دقیقه در ایستگاه امترک می بودم تا پس از بازرسی ها، با قطار ساعت چهار و ده دقیقه به نیویورک بروم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر