۱۳۸۶ آذر ۱۸, یکشنبه

صبحانه ایرانی

امروز صبحانه ام مفصل بود: نان، پنیر، چای داغ، شیر و عسل. و گل برکات سفره ام: نوای دلنشین - افسانه سرزمین پدری من- کاری از استاد بیژن بیژنی. به نوای کمانچه که رسید، حالم دگرگون شد. گویی چشمه ای از ژرفای وجودم جوشید و پیوندی عمیق هویدا شد. پیوندی با خاک، با میهن، با مادر، پیوندی با من... و چشمانم بارانی شدند.

هیچ نظری موجود نیست: