بی سرزمین تر از باد

می خواهم این دفتر را با دل مشغولی هایم و نظرات شما پر کنم. شاید که روزی، در کنار هزاران درد دل مانند خودش، سندی شود برای دیگرانی که از سر کنجکاوی داستان ما را دنبال خواهند کرد. داستان انسانهایی که هیچگاه مزه زندگی بدون بحران را نچشیدند.

۱۳۸۸ آبان ۲۹, جمعه

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

این روزها ناباورانه بر مزار زندگان نشسته ام.
Posted by فرشاد at ۱۹:۰۱ 0 comments
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏اشتراک‌گذاری در Pinterest
پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: نظرات (Atom)

درباره من

فرشاد
مشاهده نمایه کامل من

بايگانی وبلاگ

  • ◄  2011 (15)
    • ◄  مهٔ (1)
    • ◄  فوریهٔ (1)
    • ◄  ژانویهٔ (13)
  • ◄  2010 (7)
    • ◄  دسامبر (1)
    • ◄  نوامبر (2)
    • ◄  اکتبر (2)
    • ◄  ژانویهٔ (2)
  • ▼  2009 (33)
    • ▼  نوامبر (1)
      • دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
    • ◄  اوت (1)
    • ◄  ژوئیهٔ (1)
    • ◄  مهٔ (4)
    • ◄  آوریل (4)
    • ◄  مارس (5)
    • ◄  فوریهٔ (5)
    • ◄  ژانویهٔ (12)
  • ◄  2008 (37)
    • ◄  دسامبر (5)
    • ◄  نوامبر (3)
    • ◄  اکتبر (1)
    • ◄  سپتامبر (2)
    • ◄  اوت (5)
    • ◄  ژوئیهٔ (9)
    • ◄  ژوئن (3)
    • ◄  آوریل (3)
    • ◄  مارس (2)
    • ◄  ژانویهٔ (4)
  • ◄  2007 (20)
    • ◄  دسامبر (3)
    • ◄  اکتبر (1)
    • ◄  ژوئن (2)
    • ◄  آوریل (4)
    • ◄  مارس (8)
    • ◄  فوریهٔ (2)

وبلاگها و وب سایت های خواندنی

  • Yousefi Nevesht